<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>ثارالله</title>
		<link>https://sarallaah.kowsarblog.ir/</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>رابطه حجاب و عفاف</title>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: impact, chicago; font-size: 14pt;&quot;&gt; شبهه: بعضي ، ادعا نموده‎اند كه بين حجاب و عفاف رابطه‎اي نيست؛ عفاف لازم است، اما حجاب لازم نيست. گاه همين مطلب با تمسك به حجاب و پوشش زنان روستايي و زنان شاليزار شمال كشور توجيه مي‎شود كه آنها حجاب كامل ندارند، ولي عفيف هستند. آيا ادعاي مذكور صحيح است؟ &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: impact, chicago; font-size: 14pt;&quot;&gt;پاسخ: قبلاً ذكر شد كه حجاب در كتاب‌هاي لغت به معناي پوشش، پرده و مانع آمده است. به نگهبان، حاجب مي‎گويند؛ چون مانع ورود اغيار و بيگانگان در يك حريم و محيط خاص مي‎گردد. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: impact, chicago; font-size: 14pt;&quot;&gt;بنابراين، حجاب و پوشش زن نيز به منزله‌ي يك حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است كه قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند. همين مفهوم منع و امتناع در ريشه‌ي لغوي عفت نيز وجود دارد؛ بنابراين، دو واژه‌ي «حجاب» و «عفت» در اصل معناي منع و امتناع مشترك‎اند. تفاوتي كه بين منع و بازداري حجاب و عفت است، تفاوت بين ظاهر و باطن است؛ يعني منع و بازداري در حجاب مربوط به ظاهر است، ولي منع و بازداري در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت يك حالت دروني است، ولي با توجه به اين كه تأثير ظاهر بر باطن و تأثير باطن بر ظاهر، يكي از ويژگي‌هاي عمومي انسان است؛ بنابراين، بين حجاب و پوشش ظاهري و عفت و بازداري باطني انسان، تأثير و تأثّر متقابل است؛ بدين ترتيب كه هرچه حجاب و پوشش ظاهري بيش‌تر و بهتر باشد، اين نوع حجاب در تقويت و پرورش روحيه‌ي باطني و دروني عفت، تأثير بيش‌تري دارد؛ و بالعكس هر چه عفت دروني و باطني بيش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهري بيش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم مي‎گردد. قرآن مجيد به شكل ظريفي به اين تأثير و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه مي‎دهد كه بدون قصد تبرّج و خودنمايي، لباس‎هاي رويي خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولي در نهايت مي‎گويد: اگر عفت بورزند، يعني حتي لباس‎هايي مثل چادر را نيز بر ندارند، بهتر است. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;font-family: impact, chicago; font-size: 14pt;&quot;&gt;وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: impact, chicago; font-size: 14pt;&quot;&gt;منبع: سایت دانش نامه موضوعی قرآن&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sarallaah.kowsarblog.ir/رابطه-حجاب-و-عفاف-2&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://sarallaah.kowsarblog.ir/رابطه-حجاب-و-عفاف-2</link>
							</item>
				<item>
			<title>رد شمس برای حضرت علی (علیه السلام)</title>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;ردالشمس برای امیر المومنین علی (ع) یکی از کرامات و مناقب امیر المومنین علی بن ابی طالب(ع) واقعه رد شمس است . امام صادق(ع) میفرماید:روزی پیامبر خدا نماز عصر خود را خواند که علی آمد(و در نزد ایشان نشست ) پیامبر برای استراحت سر مبارکشان را بر دامن علی گذاشتند وبه خواب رفتند .هنگامی سر از دامن علی برداشتند که خورشید غروب کرده بود از علی پرسیدند :ای علی نماز عصر را نخوانده ای ؟ گفت : نه یا رسول الله . پیامبر خدا فرمود : خداوندا علی در کار اطاعت تو بود خورشید را برایش برگردان . در این هنگام خورشید بازگشت . بی شک چنین واقعه ای نمی تواند در حق افراد عادی صورت بپذیرد امام علی (ع) در بیان این منقبت خود می فرماید :خداوند که خجسته و والاست خورشید را دو بار برای من برگرداند و بجز برای من برای هیچ کس از امت محمد(ص) چنین نکرد . اسما بنت عمیس که خود شاهد یکی از موارد رد شمس بوده است می گوید : من خورشید را دیدم که چگونه پس از غروب نمودن طلوع کرد تا آنکه علی نماز عصرش را خواند. چنین واقعه ای در دوران خلافت آن حضرت نیز پیش آمد کرده است جویریه بن مسهر می گوید : همراه امیر مومنان علی بن ابی طالب از جنگ نهروان بر می گشتیم تا آنکه به هنگام نماز عصر به سرزمین بابل رسیدیم. امیر مومنان پیاده شدند ویارانشان نیز پیاده شدند . علی (ع) فرمود : ای مردم این زمینی است که نفرین شده و دو بار مورد عذاب واقع شده وسومی را انتظار می کشد و این یکی از سرزمین های واژگون شده است . ونیز اولین سرزمینی است که در آن بت پرستیده شده است و بر هیچ پیامبرو وصی پیامبری حلال نیست که در آن نماز بخواند . هریک از شما که می خواهد در اینجا نماز بخواند. مردم پراکنده شده ونماز گزاردند ولی آن حضرت براستر پیامبر خدا سوار شده و به راه افتاد با خود گفتم :سوگند به خدا از امیرمومنان پیروی خواهم کرد و امروز در نمازم از او تقلید خواهم نمود . بنا بر این در پی آن حضرت به راه افتادم هنوز از پل &amp;#8220;سوراء&amp;#8221; نگذشته بودیم که خورشید غروب کرد . من به تردید افتادم (که چرا علی ع نماز خود را نخواند). ایشان رو به من کرد و فرمود : ای جویریه آیا تردید کردی؟ گفتم : آری ای امیر مومنان . حضرت در جایی پیاده شد و وضو گرفت و آنگاه ایستاد و سخنی گفت که نفهمیدم گویی به زبان عبری بود . آنگاه فرمود : نماز . سوگند به خدا خورشید را دیدم که با خروش وهیاهویی از بین دو کوه بیرون آمد . آن حضرت نماز عصر را خواند و من هم با ایشان نماز گزاردم وچون از نماز فارغ شدیم شب همانگونه که بود بازگشت. آنگاه علی(ع) رو به من کرد و فرمود :&amp;#8230;من از خداوند به اسم اعظمش درخواست کردم که خورشید را برایم برگرداند. وقتی جویریه این واقعه را دید گفت :سوگند به پروردگار کعبه که تو وصی پیامبر(ص)هستی &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;برگرفته از سایت عرفان&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sarallaah.kowsarblog.ir/رد-شمس-برای-حضرت-علی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://sarallaah.kowsarblog.ir/رد-شمس-برای-حضرت-علی</link>
							</item>
				<item>
			<title>داستان کوتاه</title>
						<description>&lt;p&gt;پوسته محافظ&lt;br /&gt;مادر با او تماس گرفت و از او خواست مقداری میوه را پوست بکند و آنهارا آماده روی&lt;br /&gt;میز بگذارد.هیچ وقت دلیل کار های مادرش را نمی فهمید.تاکید مادر برروی پوست کندن&lt;br /&gt;میوه ها بیشتر گیجش کرده بود.&lt;br /&gt;به هر ترفندی بود سعی کرد میوه های پوست گرفته را تا رسیدن مادر تازه نگه دارد اما&lt;br /&gt;وقتی مادر از راه رسید میوه ها شادابی و طراوتشان را از دست داده بودند.هنوز منتظر&lt;br /&gt;بود تا دلیل کار مادر را بداند.مادر هدیه کادو پیچ شده ای را به او داد و گفتː&amp;lt;دلیل کارم&lt;br /&gt;اینجاست.من نمی خواهم تو مثل این میوه ها طراوت و تازگی ات را از دست بدی عزیزم.&amp;gt;&lt;br /&gt;درون بسته هدیه یک چادر مشکی بود.&lt;br /&gt;حجاب تلالوشبنم بر چهره ی زیبای گل است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برگرفته از وبلاگ پویا بلاکفا&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sarallaah.kowsarblog.ir/داستان-کوتاه-24&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://sarallaah.kowsarblog.ir/داستان-کوتاه-24</link>
							</item>
				<item>
			<title>داستان کوتاه</title>
						<description>&lt;p&gt;جواهر&lt;br /&gt;- آقا این سرویس چنده؟چقدر قشنگه!&lt;br /&gt;- قیمتی نداره خانم. ارزونه!&lt;br /&gt;- چه جالب.من فکر کردم جواهره.&lt;br /&gt;- نه خانم.جواهر رو که تو کوچه خیابون نمی فروشن.باید بری جواهر فروشی&lt;br /&gt;از هفت تا گاو صندوق و هفت تا بقچه درش بیارن.هر چیزی که قیمتی باشه&lt;br /&gt;دسترسی بهش هم مشکله.&lt;br /&gt;ای گوهر آفرینش!زن چه نیکو مقامی دارد که فاطمه از افق او تجلی کرد و&lt;br /&gt;مریم و زینب از آسمان او درخشیدند وآسیه وخدیجه از هستی او طلوع کردند.&lt;br /&gt;پس گوهر وجود خود را به صدف حجاب زینت بخش که حجاب اسلامی از&lt;br /&gt;جلوه های زیبای بندگی است.&lt;br /&gt;(محمد رضا اکبری,کتاب حجاب در عصرها)&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sarallaah.kowsarblog.ir/داستان-کوتاه-23&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://sarallaah.kowsarblog.ir/داستان-کوتاه-23</link>
							</item>
				<item>
			<title>داستان کوتاه</title>
						<description>&lt;p&gt;فقط یه کم!&lt;br /&gt;بهش گفتمː&lt;br /&gt;-&amp;lt;تو خیلی خوبی,بیا حجاب رو هم به خوبی های دیگه ات اضافه کن&amp;#8230;&amp;gt; گفتː&lt;br /&gt;-&amp;lt;من حجابم کامله,فقط یه کم از موهام بیرونه,نه آرایش می کنم,نه لاک می زنم,نه&lt;br /&gt;صندل می پوشم&amp;#8230;&amp;gt;.&lt;br /&gt;سال بعد وقتی او را دیدم هم لاک زده بود,هم آرایش داشت و فقط یک کم از موهایش&lt;br /&gt;زیر روسری بود.&lt;br /&gt;کسی که زیبایی اندیشه پیدا کرده زیبایی تن را به نمایش نمی گذارد. اگر مرغ فکرش دور&lt;br /&gt;و بر&amp;lt;گناه&amp;gt;زیاد پر بزند بالاخره روزی به&amp;lt;دام گناه&amp;gt;خواهد افتاد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برگرفته از وبلاگ پویا بلاکفا&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sarallaah.kowsarblog.ir/داستان-کوتاه-22&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://sarallaah.kowsarblog.ir/داستان-کوتاه-22</link>
							</item>
				<item>
			<title>داستان کوتاه</title>
						<description>&lt;p&gt;-فقط یک نگاه&lt;br /&gt;درست یک هفته بعد از مراسم عروسی آمده بودند برای طلاق!&lt;br /&gt;زن هاج و واج بود و با صدای بلند گریه می کرد اما مرد خونسردانه و بی توجه به اشک&lt;br /&gt;های جان سوز زن نشسته بود.&lt;br /&gt;-&amp;lt;چرا می خوای طلاقش بدی؟&amp;gt;&lt;br /&gt;وقتی این سوال را از مرد پرسیدم نیشخندی زد و گفتː&lt;br /&gt;-&amp;lt;عاشق یکی دیگه شدم. شب عروسیم دیدمش&amp;#8230;&amp;gt;&lt;br /&gt;عروسی شان در یک باغ بود. زنانه و مردانه.می گفت معشوقه جدیدش دوست نزدیک&lt;br /&gt;همسرش است.&lt;br /&gt;عفت;زن را توانا می سازد که با جستجوی بیشتری عاشق خود را,یعنی کسی را که&lt;br /&gt;افتخار پدری فرزندان او را خواهد داشت,برگزیند.(ویل دورانت)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برگرفته از وبلاگ پویا بلاکفا&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sarallaah.kowsarblog.ir/داستان-کوتاه-21&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://sarallaah.kowsarblog.ir/داستان-کوتاه-21</link>
							</item>
				<item>
			<title>داستان کوتاه</title>
						<description>&lt;p&gt;دزد خانه ی ما&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از دزد می ترسید. می ترسید مبادا دزد به خانه اش بزند.می ترسید همه سرمایه و دارایی اش را&lt;br /&gt;یک شبه به تاراج ببرند.برای همین در خانه دزدگیر نصب کرده بودبا در های آهنی و قفل های&lt;br /&gt;ضد سرقت.هیچ دزدی جرات نداشت به خانه او قدم بگذارد&amp;#8230; .&lt;br /&gt;اما آن شب دزد به سراغش آمدو همه دارایی اش را برد. تا صبح نشده همه اهل محل داستان&lt;br /&gt;فرار پسر غریبه با دخترش را می دانستند.&lt;br /&gt;دخترم,ای همه هستی من&amp;#8230;&lt;br /&gt;تو یکی گوهر تابنده بی مانندی,&lt;br /&gt;خویش را خوار مبین,&lt;br /&gt;ای سراپا الماس&amp;#8230; ازحرامی بهراس&amp;#8230;&lt;br /&gt;قیمت خود مشکن&amp;#8230;قدر خود را بشناس&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برگرفته از وبلاگ پویا بلاکفا&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sarallaah.kowsarblog.ir/داستان-کوتاه-20&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://sarallaah.kowsarblog.ir/داستان-کوتاه-20</link>
							</item>
				<item>
			<title>اعتراض به تخریب قبور ائمه علیه السلام</title>
						<description>&lt;p&gt;من به نمایندگی از تمامی خواهران طلبه و خواهران مسلمان این اقدام شنیع وهابیان را محکوم می کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; هشتم شوال سال 1344 هجری قمری قبرستان بقیع به عنوان مهم‌ترین قبرستان اسلام به دست وهابیون تخریب شد.در کمتر کشوری به اندازه سرزمین حجاز، آثار مربوط به قرون نخستین اسلام وجود داشته است؛ چرا که زادگاه اصلی اسلام آن‌جاست و آثار گرانبهایی از پیشوایان اسلام در جای جای این سرزمین دیده می‌شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;متعصّبان خشک مغز وهّابی، بیشتر این آثار ارزشمند را به بهانه واهی آثار شرک، از میان برده‌اند و کمتر چیزی از این آثار پرارزش باقی مانده است. نمونه بارز آن، قبرستان بقیع است. این قبرستان، مهم‌ترین قبرستان در اسلام است که بخش مهمی از تاریخ اسلام را در خود جای داده و کتاب بزرگ و گویایی از تاریخ مسلمانان به شمار می‌آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این اقدامات زشت این گروه وحشی نه تنها دلهای مسلمانان را به درد آورده بلکه در زمانی که ملتها و کشورها به کوچکترین آثار بازمانده از اجداد و یا هم کیشان خود افتخار می کنند و از آنها نگهداری می کنند اینها با این اقدامشان تصمیم به از بین بردن یاد و نام این بزرگان گرفته اند می خواهند کاری کنند که نسل های آینده نشانه ای از بزرگان دین نداشته باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ما آرزومندیم که هر چه زودتر چشممان به جمال نورانی قائم آل محمد (عج) بیفتد و این بزرگوار ریشه هر چه وهابی و داعشی و آدم کش را از زمین ریشه کن کند و آرامش و امنیت را برای مردم جهان به ارمغان آورد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://sarallaah.kowsarblog.ir/اعتراض-به-تخریب-قبور-ائمه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://sarallaah.kowsarblog.ir/اعتراض-به-تخریب-قبور-ائمه</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
